مرتضى مطهرى
31
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تاريك عاشورا گرفته شود ؟ چرا ما صفحهء نورانى اين داستان را كمتر مطالعه مىكنيم ، درحالىكه جنبهء حماسى اين داستان صد برابر بر جنبهء جنايى آن مىچربد و نورانيت اين حادثه بر تاريكى آن خيلى مىچربد . پس بايد اعتراف كنيم كه يكى از جانيهاى بر حسين بن على ما هستيم كه از اين تاريخچه فقط يك صفحهاش را مىخوانيم و صفحهء ديگرش را نمىخوانيم . جانيهاى بر امام حسين آنهايى هستند كه اين تاريخچه را از نظر هدف منحرف كرده و مىكنند . حسين را يك روز كشتند و سر او را از بدن جدا كردند ، اما حسين كه فقط اين تن نيست ، حسين كه مثل من و شما نيست ؛ حسين يك مكتب است و بعد از مرگش زندهتر مىشود . دستگاه بنى اميه خيال كرد كه حسين را كشت و تمام شد ، ولى بعد فهميد كه مردهء حسين از زندهء حسين مزاحمتر است ، تربت حسين كعبهء صاحبدلان است . زينب هم به يزيد همين را گفت ، گفت : اشتباه كردى ، « كِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ ، ناصِبْ جَهْدَكَ ، فَوَ اللَّهِ لا تَمْحوا ذِكْرَنَا وَ لا تُميتُ وَحْيَنا » « 1 » هر نقشهاى كه دارى به كار ببر ولى مطمئن باش تو نمىتوانى برادر مرا بكشى و بميرانى ؛ برادر من زندگىاش طور ديگر است ، او نمرد بلكه زندهتر شد . در آن وقت مرثيهگوها مثل مرثيهگوهاى حالا نبودند . كُمَيت مرثيهگو بود ، دِعبل خُزاعى مرثيهگو بود ؛ همان دعبل خزاعى كه گفت : پنجاه سال است كه من دار خودم را به دوش كشيدهام . او طورى مرثيه مىگفت كه تخت خلفاى اموى و عباسى را متزلزل مىكرد . او كه محتشم نبود . شعراى ما چرخ و فلك را مسئول شهادت حسين دانستهاند . كميت كه اينجور نبوده ؛ يك قصيده كه مىگفت دنيا را متزلزل مىكرد ، ولى با تاريخچهء حسين ، با نام حسين ، با مرثيهء حسين . ديدند عجب ! قبر حسين هم مصيبتى براى ما شده است . تصميم گرفتند كه قبرش را از بين ببرند . قبرش را خراب كردند ، تمام آثار آن را محو كردند ، پستى و بلنديهاى زمين را يكسان كردند ، به محل قبر آب انداختند به طورى كه احدى در آن سرزمين نفهمد كه قبر حسين در كدام نقطه بوده است . اما مگر شد ؟ حتى روى آوردن مردم به آن بيشتر هم شد .
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 45 / ص 135 .